
ضعیفعالی

شروع ترم

یک هفته بعد از شروع ترم

دو هفته بعد از شروع ترم

قبل از میان ترم

در طول امتحان میان ترم

بعد از امتحان میان ترم

قبل از امتحان پایان ترم

اطلاع از برنامه پایان ترم

7 روز قبل از پایان ترم

6 روز قبل از پایان ترم

5 روز قبل از پایان ترم

4 روز قبل از پایان ترم

2 روز قبل از پایان ترم

1 روز قبل از پایان ترم

شب قبل از امتحان

1 ساعت قبل از امتحان

در طول امتحان

هنگام خروج از سالن امتحان

بعد از امتحان
اگر از پسرهای پشت کنکور بپرسید برای چه میخواهند به دانشگاه بروند جواب حقیقی آنها این خواهد بود: دختربازی .
اگر از دخترها بپرسید: میگویند برای انتخاب شوهر .
حالا تکلیف اون خانواده بدبخت روشنه که جوونشون را میفرستند دانشگاه که مثلا درس بخونه.
میدونید توی محیط دانشگاه چه خبره؟ نه؟ پس اینو بخونید:
* سری به یکی ازخانه های دانشجویی پسرها میزنیم. سه پسر در گوشه ای مشغول پاستور بازی هستند و حسابی جر میزنند. آنقدر حواسشان پرت است که یادشان رفته غذا بالای اجاق داردمیسوزد.
* حال سری به خوابگاه دخترها میزنیم. سه دختر ساعت 12 شب ملحفهها را به هم گره زدهاند و ازپنجرهی اطاق مشغول کشیدن پسری به اطاق خودشان که طبقه دوم است هستند. ناگهان صدای آژیر پلیس که از آن نزدیکی میگذرد میآید و دخترها از ترس ملحفه ها را ول میکنند. پلیس به طرف او میآید و چند روز بعد به پسرک میگوید ما اصلا شما را ندیده بودیم.
* سری به یکی از کافی شاپهای اطراف دانشگاه میزنیم. یک پسر و دختر کنار هم مشغول حرف زدن هستند. بعد از مدتی پسره با دادن قول ازدواج کردن دختره رو خر میکنه و شروع میکنن به حرفهای عاشقونه بعد از مدتی هم از هم جدا میشوند نه کک این میگزه نه اون.
* سر یکی از کلاسهای درس هستیم 4 پسر پشت سر دختری نشستهاند و با تلاش زیاد طوریکه نه دختره و استاد و نه بقیه دانشجویان بفهمند دارند با گچ پشت مانتوی دختره می نویسند (من خرهستم).
* ماه رمضونه دانشجویان. صاحبخانه پسرها دلش به حال آنها میسوزه و برای آنها سوپ میاره.
پسرها بلافاصله سوپ را در ظرفی از ظروف خودشان خالی میکنند و برای دخترهای دانشجوی همسایه میبرند که بله، اینو ما پختیم. دخترها فکر میکنند که اینها دیگه آدم شدهاند و با تعارف سوپ را میگیرند. غافل از اینکه پسرها...
حقیقت اصلی دانشگاه اینه !!!!!!
دخترا بعد ازقبول شدن در كنكورو اومدن به دانشگاه معمولا به چند دسته تقسيم ميشن كه البته اين فقط در مورد دانشگاههاي ديگه صدق مي كنه و خدارو شكردختراي مدرسه ما اصلا توي اين دسته بندي قرار نمي گيرن و اگه هم باشن همگي از گروه آخرن : ![]()
1- یه دسته اونایی که کارشون شده فقط مدلای مختلف زدن، راه رفتن تو خیابون ومدای مختلفو یادگرفتن. این گروه با بکسشون میرن بیرون چهارتا پسر ببینن،چارتاپسرهم اونارو ببینه. معمولاً شلوار آبجی کوچیکشونو کش می رن ومی پوشن میگن مده. موهای جل زده وبرصورت ریخته با مقنعه هایی که تا پشت سرشون رفته عقب نشونشونه. داخل دانشگاه موبایل به دست در حال SMS بازی یا جیک جیک با اونور خط هستند. گهگاه شکست خورده وگاه خوشحالی دروجناتشون موج می زنه.ازروی کنجکاوی دست به روابط عشقولانه می زنن. توهر انگشتشون حداقل 2-3 تا انگشتر دارن. ساعت گنده مثل ساعت رستم می بندن. یا کفششون باید ساق کوتاه باشه که 20 سانت از پاهاشون دیده بشه یا اگه کفششون ساق بلند باشه اونقدر پاچه شلوارشونو تا میزنن که گهگاه مشاهده زانوی اونها به راحتی میسره. همچنين علاقه مند به اساتید مجردن.
2- یه دسته اونایی که دائم درحال ورق بازی ، رقص به انواع متفاوت ویا عروسک بازی هستن. این دسته اغلب در محیط دانشگاه چهره آرومی دارن. مونس این دسته یک عدد ضبط ویا یک دستگاه سی دی پلیره که البته یک اسپیکر با کیفیت نیز از مشتقات اونه. عده ای نیز از دانشجوهاي مهندسی کاردانی ارشد کامپیوتر آویزونن تا بتونن از سیستمشون استفاده کنن و اونقدر برقصن تا عرق از سروصورتشون بیرون بزنه و ازنفس بیفتن؛ دراین موقع لباسای خودرا کم کرده وبصورت بیجان روی تختشون ولو می شن.
3- این گروه اونایی اند که شوت شوتن. دائم در توهمن؛ خودشونو کنار تک تک پسرای دانشگاه تصور میکنن ببینن به کدومشون بیشتر میان. صبح به صبح خواباشونو واسه هم تعریف می کنن : (( من دیشب خواب دیدم فلانی حلقه تو انگشتم می کرد؛ خواب دیدم فلانی واسم گوشواره خریده بود و...)) بشدت بدنبال شوهر میگردن. اغلب اوقات در حال فال گرفتن هستن. فالهای ورق، قهوه، فال حافظ، تاریخ تولدی و.... متخصص در طالع بینی چینی و هندي. اگه تمام انگشتاشونو رو هم بذاري يه نصفه هنرم ازشون نمي چكه! (كه البته اين آخري درمورد گروههاي قبلي هم صادقه)
4- (دسته آخر) اين عده فکر می کنن دانشجو هستن. اين دسته دختراي با وقار، متين، مؤدب، با شخصيت، درسخون، دائم فی الکتاب و اكمل الحجاب هستن. تا می تونن درس می خونن، این گروه افراد آرومی هستن ودنبال سوسولبازی نیستن. کاری به تریپ وقیافشون ندارن. فاقد هرگونه لوازم آرایشی هستن. این دسته خلاف سنگینشون چایی پررنگ ویا خرید پوستر بازیگرا وخواننده هاست.

دانشگاه:
مرکزی برای جمع آوری و بازیافت فک و فامیل های رئیس و معاون دانشگاه، مکانی برای فرار پسرها از سربازی و شوهریابی دخترها، تنها چیزی که در آنجا یاد نمی گیرید علم است و ادب! و الّا انواع و اقسام فحش های چارواداری عنایت کننده به فامیلهای دور و نزدیک، آپدیت ترین روشهای سرقت اعم از محسوس و نامحسوس، کلکسیون کامل رقص ها از قاسم آبادی و جوادی گرفته تا ام30 و باله و تانگو و...، آشنایی کامل با انواع مواد نیروزا از قبیل هرویین و کوکامینوفن و زهرِ ماری و ماری جون اینا (حشیش خودمون)و موارد دیگر را بصورت فشرده و تضمینی فرا می گیرید.
دانشجو (البته از دید یک مسئول):
یک فرد الاف، بی سواد، بی مایه، بیکار، بی ادب، همیشه معترض که قدر مسئولین گُ(ل) دانشگاه را نمی داند. نام برده در اغلب موارد معتاد و آلوده به ایدز بوده و مایه فساد جامعه می باشد. این ویروس کاری بجز خوردن و خوابیدن و دنبال کردن جنس مخالف ندارد، فکر و ذکرش تحصن و آشوب است و انقراض او تنها راه نجات جامعه است.
آموزش:
مرکز اشتباهات متعدد سهوی، جهت تسویه حسابهای شخصی با دانشجویان، طبق گزارش سازمان یونیسف تنها کار این بخش گذاشتن چوب لای چرخ دانشجویان با هدف دانشجو آزاری می باشد. اما به عقیده ی ما هیچ تعمدی در کار نبوده و تنها دلیل این امر زیادی IQ مسئولین این بخش می باشد. جدیداً افتادن گذر آدم به آموزش را به جای نفرین بکار می برند.
انتخاب واحد:
عملی بیهوده و تشریفاتی که هر دانشجو در ابتدای ترم مجبور به انجام آن است؛ توصیه می شود از هرگونه سخت گیری و وسواس در این مورد بپرهیزید چرا که به دلایلی که ذکر شد این عمل فقط به سلیقه آموزش بستگی دارد نه انتخاب شما. عوامل زیر ضامن یک انتخاب واحد صحیح و موفق است:
1. خوب بودن وضعیت روحی و البته جسمی مسئولین آموزش
2. نداشتن کینه و خصومت شخصی مسئولین با شما
3. در اکثر موارد داشتن ظاهری آراسته و بزک کرده
4. داشتن هرگونه رابطه فامیلی با مسئولین
تبصره: در بند 4 هیچ محدودیتی برای انتخاب واحد وجود ندارد و دانشجو می تواند بدون رعایت پیش نیازها و حتی درصورت مشروطیت 45-40 واحد انتخاب کند.
حراست (دایی):
محبوب ترین شخصیت دانشگاه که بدین وسیله مراتب تملق و چاپلوسی خود را به ایشان عرض می نماییم. آخرین حادثه ای که می تواند برای یک دانشجو اتفاق بیفتد دعوت شدن به دفتر ایشان است. اصولاً رفتن به حراست با دایی و برگشتن با خداست. آمار قربانیان این پدیده چندین برابر زلزله و سونامی می باشد. با او درنیفتید و الا درازتان می کند. شاهدان عینی توصیه کرده اند که تا شعاع 100 متری ایشان آفتابی نشوید وگرنه هیچگونه تضمینی برای اتمام تحصیلتان وجود ندارد. اما علیرغم تمام اینها باید بگوییم که
نیش عقرب نه از ره کین است اقتضای طبیعتش این است
در کل............... خیلی مخلصشیم!
K4 :
ماده ای ضد انفجاری 4 بار قویتر از C4 ، موجود در تمام غذاهای دانشگاه مخصوصاً غذاهای آبدار، تنها عامل ثبات و پایداری خوابگاه. بودنش مصیبت و نبودنش فاجعه است. کنترل کننده ی انرژی نهفته ی دانشجویان بطوریکه در غیاب این ماده اعمالی مانند بالا رفتن از در و دیوار، آویزان شدن از سقف، گاز زدن به چارچوب در و... به وفور مشاهده شده و حتی سوراخ پریز برق نیز از آزار دانشجویان در امان نخواهد بود. دُز بالای آن می تواند حتی یک خروس را ازپا درآورد. در کتب مرجع واحد اندازه گیری آن «بیل» ثبت شده است. لازم به ذکر است در دانشگاه از نوع ضعیف شده ی آن (آبلیمو) نیز استفاده می شود.
سردار رادان : پوشش خانمهای منشی شاغل در شرکتها باید مطابق با معیارهای
اعلام شده از طرف ما باشد
و آگهی های استخدام نیز نباید دارای جملاتی مانند 'ظاهری آراسته' یا 'خوش
برخورد' باشد .
(برنامه تلویزیونی مثلث شیشه ای)
خواهرم حجابت؛
برادرم شرکتت
را حفظ کن
در همین راستا ما بدلیل اینکه یک شرکت خصوصی دو نبش داریم و اتفاقاً خیلی هم
به منشی احتیاج داریم
اقدام به درج آگهی استخدام زیر در روزنامه های کثیر الانتشار نمودیم باشد که
بقیه شرکت داران هم از ما یاد بگیرند الهی آمین!
به یک حاجیه خانم ترجیحاً بازنشسته وزارت اطلاعات کاملاً بیسواد
دارای ۱۸ فرزند شهید ، سه شوهر مفقود الاثر ، ۱۷ برادر جانباز و ۱۲ خواهر
آزاده
کاملاً وارد به باز و بسته کردن مسلسل با یک جلد شناسنامه ممهور به مهر کلیه
انتخاباتهای برگزار شده
و سابقه کافی در کتک زدن دخترهای ژیگول دور میادین و زیر ایستگاههای مترو که
بشدت بوی گند تخم مرغ آپ پز با پیاز گندیده بدهد
و در محل کار مرتباً یا آروغ بزند یا دهنش بوی سیر بدهد و دماغش هم یکجوری
باشد که یا مثل بقیه جاهایش معلوم نباشد
و یا اگر معلوم بود عین منقار باشد جوریکه اگر کسی او را در جای تاریک ببیند
از ترس حتماً پاپیون بنماید
و نیز اینقدر زائیده باشد که برای نشستن مجبور باشد دوتا صندلی زیرش بگذارد و
تابحال سزارین هم ننموده باشد یا اگر نموده باشد
سینه هایش با مشک حضرت عباس زیاد فرقی نکند جوری که بجای سوتین از چتر نجات
استفاده بنماید
و عقلش هم اینقدر برسد که وقتی یکی وارد شرکت میشود اول بزند توی گوشش بعد
خشتکش را سرش عمامه کند
و اگر خدای نکرده ارباب رجوع خانم بود اول او را ببرد پزشکی قانونی ببیند آره
یا نه و اگر آره شوهر دارد یا نه
و اگر دارد چندتا الآن دارد چندتا قبلاً داشته و چندتا میخواهد بعداً داشته
باشد و اصلاً آیا شوهر و یا شوهران او اجازه داشته اند
که آره و اینا یا خیر و اگر نداشته اند برایشان درجا پرونده تشکیل بدهد تا
اراذل و اوباش معلوم بشود
و همچنین کاملاً مسلط به بند آوردن تب ۴۲ درجه بوسیله مفاتیح الجنان
برای کار در طبقه شصت و چهارم زیر زمین شرکتمان جوری که نامحرم او را هرگز
نبیند خیلی نیازمندیم !
واجدین شرایط میتوانند از آلان تا هر وقت که دلشان خواست در کلیه ساعات شبانه
روز تشریف بیاورند
تا ضمن اشتغال باعث حفظ شرکت ما که چهل سال سابقه دارد ولی دیروز بخاطر فوکول
منشی مان داشت بسته میشد ،
بشوند و از ثواب معنوی زیادی برخوردار بگردند !
بدیهی است حقوق نامبردگان هر ماه به صندوق صدقات واریز میگردد که راحتتر قابل
وصول باشد !
ضمناً به جهت اطلاع عرض مینمايیم که شرکت ما تو کار پشم است !
همینجوری الکی آمین ! ..... داوود ریشو مدیر عامل شرکت پشم درآوری جانبازان
مفقود الائمه گوگول آباد

